مقصود از «مولي » در حديث غدير چيست؟
طبري مي نويسد: پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله پس از گذشت 3 سال از آغاز بعثت، از سوي خداوند مامور شد كه دعوت خويش را آشكار سازد، و آيه «و انذر عشيرتك الاقربين » (1) در اين مورد نازل شد. پيامبر، سران بني هاشم را جمع كرد و فرمود: «من خير دنيا و آخرت را براي شما آورده ام. خداوند به من امر كرده است كه شما را به آن دعوت كنم. كدام يك از شما مرا در نشر اين آيين ياري مي كند تا برادر و وصي و جانشين من در ميان شما باشد؟» حضرت سه مرتبه اين سخن را تكرار نمود و در هر بار تنها علي عليه السلام آمادگي خود را اعلان كرد. در اين موقع پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «ان هذا اخي و وصيي و خليفتي فيكم; (2) او برادر و وصي و جانشين من در ميان شماست.»
طبري در جاي ديگري از تاريخش نقل مي كند: وقتي آن حضرت براي تبليغ اسلام با سران قبيله بني عامر تماس گرفت، يكي از آنان حمايت خود را از وي اعلام نمود و افزود: هرگاه خداوند تو را بر مخالفان پيروز ساخت، آيا موضوع زمامداري مسلمانان پس از شما به ما واگذار مي گردد؟ پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «الامر الي الله، يضعه حيث يشاء; موضوع خلافت، مربوط به خدا است [و از اختيار من بيرون است]، خدا هر فردي را انتخاب كند، امامت به او محول مي گردد.» (3)
پيامبر اسلام با اين گونه سخنان صريح و بسيار روشن خود زمينه سازي نموده و اذهان را آماده مي كرد تا آخرين پيام الهي را درباره رهبري امت اسلامي كه سرنوشت اسلام و مسلمين را رقم خواهد زد ابلاغ نمايد و پيوسته به مساله مهم ولايت و رهبري بعد از خود اشاره نموده و علي عليه السلام را به عنوان بهترين فرد معرفي مي كردند. تا اينكه وعده موعود فرا رسيد و براي ابلاغ آخرين فرمان خداوند و اتمام رسالت خويش در هنگام برگشت از سفر حج در مكاني به نام غدير خم، در بزرگترين اجتماع مسلمين در دوران پيامبري خويش به پا خواست و به فرمان خداوند، امام علي عليه السلام و يازده معصوم از فرزندان او را به عنوام امام و رهبر مسلمين با جملاتي چون «من كنت مولاه فهذا علي مولاه » كه برگرفته از ولايت خداوند است، منصوب كرد.
متاسفانه بعد از رحلت پيامبر عظيم الشان اسلام صلي الله عليه وآله تهاجم بس گسترده اي عليه ولايت امام علي عليه السلام آغاز گرديد و بزرگترين هجمه ها عليه روايت غدير بود، اما از آنجا كه نتوانستند اين پيام بزرگ و پرفروغ آسماني را ناديده بگيرند، پيوسته به تفسيرهاي ناصواب و به دور از منطق همچون تفسير لفظ «مولا» به معني نصرت و محبت و دوستي دست زدند تا شايد بتوانند اين حديث نوراني را تحريف كرده و كارهاي توجيه ناپذير خويش را توجيه كنند.
هم اكنون به بيان شواهدي مي پردازيم كه به روشني ثابت مي كند كه مقصود از «مولي » در حديث غدير، همان امامت و رهبري است.
شواهد
1 - فرازهاي حديث شريف غدير
رسول خداصلي الله عليه وآله در روز غدير خم فرمود:
الف - خدايي جز الله نيست، زيرا او به من اعلام فرموده است كه اگر آنچه در حق علي بر من نازل نموده ابلاغ نكنم رسالت او را نرسانده ام، و براي من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده است و خدا كفايت كننده و كريم است.
خداوند به من چنين وحي كرده است: «بسم الله الرحمن الرحيم اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت درباره علي بر تو نازل شده; يعني خلافت علي بن ابي طالب را ابلاغ كن و اگر انجام ندهي، رسالت او را نرسانده اي، و خداوند تو را از مردم حفظ مي كند.» (4)
اي مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهي نكرده ام و من سبب نزول اين آيه را براي شما بيان مي كنم: جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام كه او سلام است مرا مامور كرد كه در اين محل بپاخيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه: «ان علي بن ابي طالب اخي و وصيي و خليفتي علي امتي والامام من بعدي; علي بن ابي طالب برادر من و وصي من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است.» نسبت او به من همانند هارون به موسي است جز اين كه پيامبري بعد از من نيست. و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش مي باشد و خداوند در اين مورد آيه اي از كتابش بر من نازل كرده است كه: «صاحب اختيار شما، خدا و رسولش هستند و كساني كه ايمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند.» (5) و علي بن ابي طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد مي كند. (6)
ب - اي مردم! از او (علي عليه السلام) به سوي ديگري گمراه نشويد، و از او روي بر مگردانيد و از ولايت او سرباز نزنيد. اوست كه به حق هدايت نموده و به آن عمل مي كند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهي مي نمايد، و در راه خدا سرزنش ملامت كننده اي او را مانع نمي شود.
اي مردم! او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است، و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است.
«معاشر الناس! انه امام من الله، ولن يتوب الله علي احد انكر ولايته و لن يغفر الله له ...;
اي مردم! او از طرف خداوند امام است و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمي پذيرد و او را نمي بخشد. حتمي است بر خداوند كه با كسي كه با او مخالفت نمايد چنين كند و او را به عذابي شديد تا ابديت و تا آخر روزگار معذب نمايد. پس بپرهيزيد از اين كه با او مخالفت كنيد و گرفتار آتشي شويد كه آتشگيره آن مردم و سنگ ها هستند و براي كافران آماده شده است.» (7)
ج - «الا ان جبرئيل خبرني عن الله تعالي بذلك و يقول «من عادي عليا و لم يتوله فعليه لعنتي; بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است و مي گويد: «هركس با علي دشمني كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد.»
د - «معاشر الناس ... من كنت مولاه فهذا علي مولاه، و هو علي بن ابي طالب اخي و وصيي و مولاته من الله عزوجل انزلها علي; اي مردم هر كس من صاحب اختيار اويم اين علي صاحب اختيار اوست واو علي بن ابي طالب، برادر و جانشين من است و ولايت او از جانب خداوند متعال است كه بر من نازل كرده است.»
ه - «الا وقد بلغت، الا و قد اسمعت، الا و قد اوضحت، الا و ان الله عزوجل قال و انا قلت عن الله عزوجل، الا انه لا امير المؤمنين غير اخي هذا; بدانيد من پيام خدا را رساندم، و وظيفه خود را ادا كردم، بدانيد كه من شنوانيدم، بدانيد كه من (مساله ولايت و امامت را) توضيح دادم و روشن نمودم، بدانيد كه خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عز وجل مي گويم، بدانيد كه اميرالمؤمنين جز اين برادرم علي نيست.»
و - «معاشر الناس! هذا علي اخي، و وصيي و واعي علمي، و خليفتي في امتي... انه خليفة رسول الله و اميرالمؤمنين، والامام الهادي من الله...;
اي مردم! اين علي برادر من، وصي من، جامع علم من و جانشينم در ميان امتم مي باشد... او خليفه رسول خدا، اميرالمؤمنين و امام هدايت كننده از طرف خداوند است.»
ز - «معاشر الناس! انما اكمل الله عزوجل دينكم بامامته فمن لم ياتم به و بمن يقوم مقامه من ولدي من صلبه الي يوم القيامة، والعرض علي الله عزوجل، فاولئك الذين حبطت اعمالهم، و في النار هم خالدون، لايخفف عنهم العذاب ولا هم ينظرون;
اي مردم! خداوند دين شما را با امامت او كامل نمود، پس هر كس به او و كساني كه جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند (8) تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداوند اقتدا نكند، چنين كساني اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته و در آتش دائمي خواهند بود، عذاب از آنان تخفيف نمي يابد و به آنان مهلت داده نمي شود.» (9)
2 - اقرار علماي اهل سنت
جمعي از علماي اهل سنت با
نقل روايات متعدد، مقصود از آيه شريفه (تبليغ) و حكم موجود در آن را،
معرفي ولايت علي عليه السلام ذكر مي كنند.
الف) عن ابي سعيد الخدري قال: نزلت هذه الآية: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك » علي رسول الله صلي الله عليه وآله يوم غدير خم في علي بن ابي طالب;
از ابي سعيد خدري روايت شده كه گفت: آيه شريفه «يا ايها الرسول بلغ...» در روز غدير خم بر پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله در مورد علي بن ابي طالب نازل شده است.»
ب) عن ابن عباس في قوله (تعالي): «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته، والله يعصمك من الناس ان الله لا يهدي القوم الكافرين » قال: نزلت في علي عليه السلام، امر رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ان يبلغ فيه فاخذ رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بيد علي عليه السلام فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه; (10)
از ابن عباس در مورد آيه شريفه «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك...» روايت شده است كه گفت: در مورد علي عليه السلام نازل شد. [خداوند در اين آيه ]به پيامبرش فرمان داد كه در مورد علي عليه السلام تبليغ نمايد. پس پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله دست علي عليه السلام را گرفت و فرمود: هر كس كه من آقا و مولايش هستم، پس علي آقا و مولاي اوست; خداوندا دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار.
اين آيه دليل بسيار روشني است بر اين كه مقصود از «مولا» جز امامت و رهبري چيز ديگري نيست.
3 - اقرارگيري از مردم
پيامبر
اكرم صلي الله عليه وآله در آغاز سخن، از مردم بر سه اصل مهم اسلامي اقرار
گرفت و فرمود: «الستم تشهدون ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و
ان الجنة حق و النار حق؟»
هدف از اين اقراگيري چيست؟ آيا جز اين است كه مي خواهد ذهن مردم را آماده كند، تا مقام و موقعيتي را كه بعدا براي علي عليه السلام ثابت مي كند، بسان اصول پيشين تلقي نمايند و بدانند كه اقرار به ولايت و خلافت وي، در رديف اصول سه گانه اي است كه همگي به آن اقرار و اعتراف دارند؟ اگر مقصود از مولي، دوست و ناصر باشد، در اين صورت رابطه جمله ها به هم خورده و كلام، بلاغت و استواري خود را از دست مي دهد، زيرا:
يك: علي عليه السلام منهاي ولايت، يك فرد مسلمان برجسته بود كه در جامعه آن روز پرورش يافته بود و لزوم دوستي با افراد با ايمان، تا چه رسد نسبت به مؤمني مانند علي عليه السلام، چيز مخفي و پنهاني نبود كه پيامبر آن را در اجتماع بزرگ اعلام بفرمايد.
دو: اين مساله اين قدر هم اهميت نداشت كه در رديف اصول سه گانه قرار گيرد.
4 - بيعت ابوبكر و عمر
طبق
نقل علماء، مفسران و مورخان بزرگ اهل سنت، عمر و ابوبكر اولين كساني بودند
كه بعد از خطبه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله در غدير خم براي معرفي
امام علي عليه السلام به عنوان وصي و امام بعد از خود، با علي عليه السلام
به عنوان اميرالمؤمنين و امام المسلمين با بيان جملاتي چون «بخ بخ يا علي
اصبحت مولاي و مولي كل مؤمن و مؤمنة » يا «هنيئا لك يا ابن ابي طالب اصبحت و
امسيت مولي كل مؤمن و مؤمنة »; (11) «اي علي بر تو مبارك باد كه امروز
مولاي من و مولاي هر مرد و زن مؤمن گشتي » يا «گوارا باد بر تو [اين ولايت و
امامت] اي پسر ابي طالب كه امروز مولاي من و مولاي هر مرد و زني گشتي »
بيعت كردند.
5 - شان نزول آيه اكمال دين
جمع زيادي از مفسرين و
مورخين اهل سنت در كتاب هاي خود نقل كرده اند كه بعد از اعلان ولايت و
امامت اميرالمؤمنين علي عليه السلام در روز غدير خم و بيعت مسلمين با آن
حضرت به عنوان امام و وصي بعد از پيامبرصلي الله عليه وآله، آيه شريفه
«اكمال » (مائده/3) نازل شد.
وقتي كه آيه «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا» بر پيامبرصلي الله عليه وآله نازل شد، حضرت فرمود: «الله اكبر علي اكمال الدين و اتمام النعمة و رضا الرب برسالتي و ولاية علي بن ابي طالب من بعدي (ثم قال) من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله; (12)
الله اكبر بر تكميل شدن دين و اتمام نعمت پروردگار و خشنودي خداوند از رسالت من و ولايت علي بعد از من. هر كس من مولاي او هستم، علي مولاي اوست. خداوندا، آن كسي كه او را دوست دارد دوست بدار، و آن كس كه او را دشمن دارد، دشمن بدار، و هر كس او را ياري كند، ياري كن و هر كس او را خوار كند خوار گردان.»
آيا كمال دين و اتمام نعمت پروردگار به امامت و رهبري است يا به دوستي و محبت؟!
6 - تاج گذاري
پيامبرصلي
الله عليه وآله در مراسم غدير خم عمامه خود را كه «سحاب » نام داشت، به
عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمؤمنين عليه السلام قرار دادند و انتهاي
عمامه را بر دوش آن حضرت آويزان نمودند و فرمودند: «عمامه تاج عرب است.»
خود اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره فرمود:
«عممني رسول الله صلي الله عليه وآله يوم غدير خم بعمامة فدل طرفها علي منكبي و قال: ان الله ايدني يوم بدر و حنين بملائكة معتمين بهذه العمامة; (13)
رسول خداصلي الله عليه وآله در روز غدير خم عمامه اي بر سرم بستند و يك طرفش را بر دوشم آويختند و فرمودند: خداوند در روز بدر و حنين، مرا به وسيله ملائكه اي كه چنين عمامه اي بر سر داشتند ياري نمود.»
7 - معجزه و امضاي الهي
حارث فهري به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آمده و گفت:
«اي محمد! سه سؤال از تو دارم: آيا شهادت به يگانگي خداوند و پيامبري خودت را از جانب پروردگارت آورده اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا درباره علي بن ابي طالب كه گفتي «من كنت مولاه فعلي مولاه....» از جانب پروردگارت گفتي يا از پيش خود گفتي؟
حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:
«خداوند به من وحي كرده است و واسطه بين من و خدا جبرئيل است و من اعلان كننده پيام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبري اعلان نمي كنم.»
حارث گفت: «خدايا، اگر آنچه محمد مي گويد حق و از جانب توست، سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكي بر ما بفرست.»
و در روايت ديگر چنين است:
«خدايا، اگر محمد در آنچه مي گويد صادق و راستگو است، شعله اي از آتش بر ما بفرست.»
همين كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگي را از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد شد و از دبرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد.
بعد از اين جريان آيه «سال سائل بعذاب واقع، للكافرين ليس له دافع » (14) نازل شد. پيامبر به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟ گفتند: آري. (15)
و با اين معجزه، بر همگان مسلم شد كه «غدير» از منبع وحي سرچشمه گرفته و يك فرمان الهي است.
8 - شرايط بيان حديث
هرگاه
مقصود از بيان حديث غدير، مراتب دوستي علي عليه السلام بود، ديگر لازم
نبود كه پيامبر اكرم در هواي گرم كاروان صدهزار نفري را از رفتن باز بدارد و
مردم را در آن هواي گرم روي ريگ ها و سنگ هاي بيابان بنشاند و خطابه مفصل
بخواند.
مگر قرآن با آيه شريفه «انما المؤمنون اخوة » (16) افراد جامعه با ايمان را برادر يكديگر نخوانده بود؟
قرآن، در آيات زيادي افراد با ايمان را دوست يكديگر معرفي كرده است. علي عليه السلام نيز عضو همان جامعه با ايمان بود و ديگر نيازي نبود كه پيامبر اكرم مستقلا درباره دوستي و مودت علي عليه السلام داد سخن بدهد.
اينكه هدف از حديث غدير بيان مراتب دوستي و نصرت علي عليه السلام بوده و مولي به معني محب و ناصر است، يك نوع اشكالتراشي كودكانه است و از تعصب هاي كور مايه مي گيرد، بلكه به حكم قرائن پيشين و شواهد ديگري كه با دقت در سراسر خطبه به دست مي آيد، كلمه مولي در حديث غدير يك معني بيش ندارد، و آن اولي به تصرف است.
پي نوشت ها:
1) شعراء/ 214.
2) تاريخ طبري، محمد بن جرير، چاپ بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، 1879 م، ج 2، ص 64 - 66; مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 159.
3) طبري، همان، ج 2، ص 84; تاريخ ابن اثير، ج 2، ص 65; سيره علوي، ج 2، ص 3; سيره ابن هشام، ج 2، ص 32.
4) مائده / 67.
5) مائده/ 55.
6) لا اله الا هو - لانه قد اعلمني اني ان لم ابلغ ما انزل الي في حق علي فما بلغت رسالته، فقد ضمن لي (تبارك و تعالي) العصمة من الناس و هو الله الكافي الكريم، فاوحي الي:
بسم الله الرحمن الرحيم يا ايها الرسول، بلغ ما انزل اليك من ربك في علي، «يعني في الخلافة لعلي بن ابي طالب » و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس.
معاشر الناس! ما قصرت في تبليغ ما انزل الله تعالي الي، و انا ابين لكم سبب هذه الآية.
ان جبرئيل عليه السلام هبط الي مرارا ثلاثا يامرني عن السلام ربي و هو السلام ان اقوم في هذا المشهد، فاعلم كل ابيض و اسود ان علي بن ابي طالب، اخي و وصيي و خليفتي علي امتي و الامام من بعدي، الذي محله مني محل هارون من موسي، الا انه لا نبي بعدي، و هو وليكم بعد الله و رسوله و قد انزل الله تبارك تعالي علي بذلك آية من كتابه:
«انما وليكم الله و رسوله و الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون » (مائده/ 55)
و علي بن ابي طالب الذي اقام الصلوة و اتي الزكوة و هو راكع يريد الله عز وجل في كل حال.
7) معاشر الناس! لاتضلوا عنه ولا تنفروا منه، ولا تستنكفوا من ولايته، فهو الذي يهدي الي الحق و يعمل به، ويزهق الباطل و ينهي عنه، ولا تاخذه في الله لومة لائم.
معاشر الناس فضلوه فقد فضله الله، واقبلوه فقد نصبه الله.
معاشر الناس! انه امام من الله،و لن يتوب الله علي احد انكر ولايته ولن يغفر الله له، حتما علي الله ان يفعل ذلك ممن خالف امره فيه و ان يعذبه عذابا نكرا، ابد الآباد و دهر الدهور.
فاحذروا ان تخالفوه فتصلوا نارا وقودها الناس والحجارة اعدت للكافرين.
8) اشاره به امامت ائمه معصومين عليهم السلام از فرزندان امام علي عليه السلام است.
9) علامه اميني، الغدير، ج 1، ص 159. - الاحتجاج، ابي منصور احمد بن علي ابن ابي طالب الطبرسي، تحقيق ابراهيم بهادري، و محمدهادي به; با اشراف علامه جعفر سبحاني، (تهران، انتشارات اسوه، التابعة لمنظمة الاوقاف و الشؤون الخيريه، 1413 ه ق)، ج 1، صص 138 - 160.
تفسير الصافي، محسن فيض كاشاني، (مشهد، دارالمرتضي للنشر بي تا) ج 2، صص 52 - 66.
ر.ك: واقعة الغدير الكبري، محمد الدشتي و اسرار غدير، محمدباقر انصاري.
10) تعداد زيادي از علما و مفسران اهل سنت مي گويند: آيه تبليغ در روز غدير خم براي اعلان ولايت و امامت علي عليه السلام نازل شده است:
جلال الدين عبدالرحمان بن ابي بكر سيوطي، تفسير الدر المنثور في التفسير بالماثور، (بيروت، المكتبة الشعبيه)، ج 2، ص 327، ذيل آيه شريفه; فخرالدين محمد بن عمر بن الحسن، تفسير مفاتيح الغيب، ج 12، ص 49، ذيل آيه شريفه; رشيدرضا الوهابي مذهبا، تفسير المنار (بيروت، دار المعرفه، الطبعة الثانيه)، ج 6، ص 463، ذيل آيه شريفه; قاضي محمد بن علي الشوكاني اليماني، تفسير فتح القدير، ج 3، ذيل آيه شريفه; سيدمحمود بن عبدالله الآلوسي البغدادي، تفسير روح المعاني، ج 2، ذيل آيه شريفه; حافظ بن عساكر الشافعي، تاريخ الدمشق، شرح حال اميرالمؤمنين، ج 2، ص 86، ح 589; شيخ ابي الحسن علي بن احمد الواحدي النيسابوري، اسباب النزول (بيروت، دارالكتب العلمية، 1400 ه ق)، ص 135; غياث الدين بن همام الدين الحسيني المشتهر به خوان مير، حبيب السير، طهران، مطبعة الحيدري، ج 2، ص 12; شيخ سليمان قندوزي حنفي، ينابيع المودة، بيروت، (مؤسسة الاعلمي للمطبوعات)، ج 1، ص 119، باب 39; حافظ ابي القاسم عبيدالله بن عبدالله بن احمد الحسكاني، شواهد التنزيل، حققه و علق عليه الشيخ محمدباقر المحمودي، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، الطبعة الاولي، 1393، ج 1 ص 187، احاديث شماره 243، 244، 245، 247، 248، 192; حافظ احمد بن عبدالرحمان ابي بكر الفارسي الشيرازي، ما نزل القرآن في علي عليه السلام، ص 68; بدرالدين محمود الشهير بابن العيني الحنفي، عمدة القاري في شرح صحيح البخاري، ج 8، ص 584.
11) حافظ بن عساكر الشافعي، تاريخ الدمشق، شرح حال اميرالمؤمنين عليه السلام، ج 2، ص 52 - 47 و ص 78 - 76، حاديث شماره 548، 549، 550، 551، 552، 579، 580; فخرالدين محمد بن عمر بن الحسين، التفسير الكبير، ج 12، ص 49، ذيل آيه «تبليغ » (مائده/ 67); اسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي، البداية و النهاية، ج 5، ص 212; شيخ سليمان قندوزي حنفي، ينابيع المودة، بيروت، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، ج 1، ص 28 و 29; صدرالدين الحمويني الشافعي، فرائد السمطين، ج 1، ص 77، باب 13، ح 44 و ص 70، باب 12، ح 38; احمد بن محمد بن حنبل الشيباني، المسند، ج 4، ص 281; حافظ عبدالرحمان بن علي بن محمد ابي الخرج ابن الجوزي، المناقب; ابي الفريد الموفق بن احمد خطيب خوارزمي، المناقب، ص 94; ابي الحسن علي بن محمد الحلائي المعروف به «ابن المغازلي الشافعي »، المناقب، ص 18 و 24; جلال الدين السيوطي الشافعي، الحاوي للفتاوي، ج 1، ص 122; محب الدين ابو جعفر احمد بن عبدالله الاذرعي، بديع المعاني، ص 75; ابي القاسم عبيدالله بن عبدالله بن احمد الحسكاني، شواهد التنزيل، ج 1، ص 156، ح 210 و ص 158، ح 213; الخطيب البغدادي، تاريخ بغداد، ج 8، ص 290; ابن حجر العسقلاني، الصواعق المحرقه، ص 26; المتقي الهندي، كنز العمال، ج 6، ص 397; شيخ محمد حبيب الله بن عبدالله الشنقيطي المدني المالكي، كفاية الطالب لمناقب علي بن ابي طالب، ص 28; جمال الدين محمد الزرندي، درر السمطين في مناقب السبطين، ص 109; ابي المظفر يوسف بن قزاوغلي بن عبدالله البغدادي شمس الدين الملقب به سبط ابن الجوزي الحنبلي ثم الحنفي، تذكرة الخواص، بيروت، مؤسسه اهل البيت عليهم السلام، 1401 ه ق، ص 37; ابي حامد محمد الغزالي، سر العالمين و كشف ما في الدارين، ص 21; ابي عبدالله محمد بن عبدالباقي الزرقاني المالكي، شرح المواهب اللدنية، ج 7، ص 13; محمدرشيد رضا، تفسير المنار، بيروت، دار المعرفة، الطبعة الثانيه، ج 6، ص 465، ذيل آيه شريفه «تبليغ، مائده/ 71»; ابوالفداء اسماعيل بن كثير، السيرة النبوية، ج 4، ص 417.
12) حافظ حسكاني، شواهد التنزيل، ج 1، ص 157، حديث 211; محمد الحمويني، فرائد السمطين، ج 1، ص 74، ذيل آيه شريفه; البدايه و النهايه، ج 7، ص 347 و صفحات بعد از آن; حافظ بن عساكر الشافعي، ترجمة الامام علي بن ابي طالب عليه السلام من مدينة الدمشق، ج 2، ص 85، ح 588; ابن المغازلي الشافعي، المناقب، ص 19; اليعقوبي، تاريخ اليعقوبي، ج 2، ص 35; الخطيب البغدادي، تاريخ بغداد، ج 8، ص 290; ابن الجوزي الحنفي، تذكرة الخواص، ص 37; السيوطي الشافعي، تفسير درالمنثور، بيروت، المكتبة الشيعية، ج 2، ص 251، ذيل ايه شريفه; شيخ سليمان قندوزي، ينابيع المودة، چاپ يك جلدي، ص 115; الخوارزمي الحنفي، المناقب، ص 80; الآلوسي، تفسير روح المعاني، ج 6، ذيل آيه شريفه; الثعلبي، تفسير الكشف و البيان، ذيل آيه شريفه; عبدالله الحنفي، ارجح المطالب، ص 568; الخوارزمي الحنفي، المقتل الحسين، قم، منشورات مكتبة المفيد، ج 1، ص 47; عبدالله الشافعي، المناقب، ص 106.
13) محمد الجويني، فرائد السمطين، ج 1، ص 76، باب 12، احاديث شماره 41، 42 و 43.
جويني در روايتي ديگر نيز در اين باره نقل مي كند:
عن جعفر بن محمد قال: «حدثني ابي، عن جدي ان رسول الله صلي الله عليه وآله عمم علي بن ابي طالب صلوات الله عليه و آله عمامته السحاب فارخاها من بين يديه و من خلفه ثم قال: اقبل، فاقبل ثم قال له: ادبر، فقال: هكذا جاءتني الملائكة.»
14) معراج / 1.
15) اين روايت را بسياري از علماي اهل سنت در كتاب هاي خود نقل كرده اند كه در ذيل به نمونه هايي از آن ها اشاره مي كنيم:
ابي عبدالله محمد بن احمد الانصاري القرطبي، الجامع لاحكام القرآن، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1405، ج 18، ص 278، ذيل آيه شريفه; سبط بن الجوزي، تذكرة الخواص، ص 37; شواهد التنزيل، ج 2، ص 286، ح 1030; جمال الدين محمد الزرندي الحنفي، نظم درر السمطين، طهران، مكتبة نينوي الحديثة، ص 93; ابي السعود محمد بن محمد العمادي، تفسير ابي السعود، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج 8، ص 29، اول تفسير سوره معارج; المناوي، فيض القدير، شرح الجامع الصغير، بيروت، دارالفكر، الطبعة الثانيه، 1391 ه ق، ج 6، ص 218، در تفسير حديث 9000; السيرة الحلبية، ج 3، ص 337; نور الابصار، ص 78، الشبلنجي; شيخ سليمان قندوزي، ينابيع المودة، بيروت، مؤسسة الاعلمي المطبوعات، ج 2، ص 99، باب 58.
16) حجرات / 10.
پیام غدیر را باید حاضرین به غائبین و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند